گمنام
لبیک یا خامنه ای

بزرگ مردتاریخ

جستجو
هم سنگری ها

حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی

کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را میدهیم بدانیم

 از گذرگاه خون کدام شهید است که با آرامش به خانه میرسیم!

نکند عکس شهدا را ببینیم و عکس آنها عمل کنیم...



نوشته شده در شنبه 8 مهر 1391 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: حجاب -

رسول خدا (ص) فرمود :

دو گروه اهل جهنم هستند از جمله زنان بد حجابی

 ( كه در ضمن اینكه پوشیده اند برهنه و عریانند )

 آنان برای فتنه و فریب مردان خود را آرایش و زینت می كنند

 و مانند كوهان شتر سبكسر ، موهای خود را بیرون می گذارانند .

این زنان نه داخل بهشت خواهند شد و نه بوی بهشت به مشامشان خواهد رسید .

منبع روایت : كنز الاعمال : ج 16 ص 383 شماره 45013 ، و مانند آن : ج 16 ص .401 .





نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: خاطراتی از شهدا -
✔نصف شب از شناسایے برگشتـﮧ بود

وقتےمے بیند بچـﮧ ها توے چادر خوابیدند،

هماטּ جا بیروטּ چادر مے خوابد✦

بسیجے آمده بود نگهباטּ بعدے را بیدار کند، مے بیند بیروטּ چادر کسے خوابیده است.

با قنداق اسلحـﮧ بـﮧ پهلویش مے زند و بلندش مے کند و مے گوید:

(پاشو، نوبت پست شماست.) ✦

اقا مهدے هم بلند مے شود، اسلحـﮧ را مے گیرد و مے رود سر پست

و تا صبح نگهبانے مے دهد! ✦

صبح زود، نگهباטּ بـﮧ آטּ بسیجے مے گوید:

(چرا دیشب مـטּ رو بیدار نکردے؟!)

وقتے بـﮧ محل نگهبانے مے روند، مے بینند فرمانده لشگر دارد نگهبانے مے دهد✖

【شهیـ❀ـد مهدے زیـטּ الدیـטּ】




نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: جملات زیبا -


نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: خاطراتی از شهدا -


نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: احادیث زیبا -
اگر امر به معروف هم می‌خواهی بکنی خیلی آهسته، مثل آینه باش

آینه داد نمی‌زند: یقه‌ات بد است !!

وقتی روبروی آینه می‌ایستی، جیغ نمی‌کشد: چرا موی سرت اینجوری است ؟!

خیلی سکوت محض است،

آهسته

هیچکس خبردار نیست جز تو و آینه...

علامه حسن زاده آملی





نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: تصاویر -


نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: احادیث زیبا -


نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1392 توسط دکتر جنگ نرم
موضوع: خاطراتی از شهدا -
تو گردان شایعه شد

ـ نماز نمی خونه


گفتن :

«تو که رفیق اونی، بهش تذکر بده»


باور نکردم و گفتم :

«لابد می خواد ریا نشه، پنهانی می خونه»

وقتی دو نفری توی سنگر کمین جزیره ی مجنون، بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم

با چشم خودم دیدم که نماز نمی خواند! توی سنگر کمین، در کمینش بودم

تا سرحرف را باز کنم

ـ تو که برای خدا می جنگی، حیف نیس نماز نخونی…

لبخندی زد و گفت :

«یادم می دی نماز خوندن رو»

ـ بلد نیسی ؟

ـ نه، تا حالا نخوندم

همان وقت داخل سنگر کمین، زیر آتش خمپاره ی شصت دشمن، تا جایی

که خستگی اجازه داد، نماز خواندن را یادش دادم

توی تاریک روشنای صبح، اولین نمازش را با من خواند.

دو نفر نگهبان بعد با قایق پارویی که آمدند و جای ما را گرفتند.

سوار قایق شدیم تا برگردیم. پارو زدیم و هور را شکافتیم

هنوز مسافتی دور نشده بودیم که خمپاره شصت توی آب هور خورد

 و پارو از دستش افتاد آرام که کف قایق خواباندمش، لبخند کم رنگی زد.

با انگشت روی سینه اش صلیب کشید و چشمش به آسمان یکی شد . . .




نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن 1392 توسط دکتر جنگ نرم
(تعداد کل صفحات:102)      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  

امام خامنه ای

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin
تمام حقوق معنوی این سایت متعلق به امام زمان(عج) می باشد
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic